دیالوگ 3

+ شما به خانم ها نگاه ابزاری داری؟
- امممممم، بستگی به خانمش داره!
آخر نوشت :
برگرفته از فیلم ورود آقایان ممنوع
تبلیغات 
+ سلام
- سلام، خوبی؟
+ ممنون.... وقت داری حرف بزنی؟
- آره
+ خب حرف بزن...!
------------------------------
اخر نوشت : فکر کنم 20 مین فقط حرف زدم.... بدون اینکه موضوعی داشته باشم... گویا حالش خوب بنود. قدیما مردم دنبال گوش میگشتن که حالشون خوب شه... الان دنبال دهن میگردن. نمیدونم چرااین وسط دهن ما رو .... آره!
O : چرا اینقدر سرت میچرخه؟ تو مگه با کسی نیستی الان؟ تو به تعهد در رابطه احترام نمیذاری؟
+ : راستش من به تعدد رابطه بیشتر پایبندم!
سال 91 اومد و من فکر کنم دوباره دوست دارم بنویسم
یا شایدم بهتره بگم همون افکار [.....بوق....] خودمو اینجا نشر بدم
سال جدید شد، ولی من که جدید نشدم هیچ؛ همه چیز همون جوری مونده
دوست دارم برای شما اینجوری نمونده باشه... و حتی یه ریزه فرق کنه
البته شاید دلیلش این بوده که من سر سال تحویل خواب بودم... امید دارم تا آخر سال خواب نمونم
و یکم زندگی کنم
به قول بزرگی :
Life is something to do when you can't get to sleep

مقاله دوستان استاد نما
روزی میرسه که زیر این همه مقاله ای که با بهره کشی از دانشجویان مینویسین غرق میشین...
به فکر اون روز باشید...
میدونم تنها کاری که میتونید بکنید اینه که یه بار مقاله رو نگاه بکنید تا اگه مشکلی داره بگید تا بعد از ریجکت شدن برای دانشجو قیافه نگیرین!!!
امضا : دانشجوی مقاله نویس تنها

همیشه به این فکرمیکنم...
اگه زمانی دین درمقابل آزادی باشه، من حتما آزادی رو انتخاب میکنم....
میترسم ...
میترسم که این خرقه پوشان اسلام ماب، به سمتی ببرن مسیر رو که حتی کلمه آزادی از لغت نامه ها حذف بشه...
آخر نوشت: برای دوستانی عرزشی که فکر میکنن مراد من از آزادی هم جنس گرایی و اروتیسم هستش، باید تاکید کنم که لطفا شما پست رو با واژه "آزادگی" بخونید...

خانی آباد، تهران، ایران
معروف به : حاج منصور عرشی
سایت : www.hajmansoor.com
جملات معروف:
"سیاست عین مداحی ماست امام میفرماید، مدرس هم میگوید سیاست ما عین دیانت ماست. دین ما چیست به ما بگویید. دین ما عاشورای ماست."
"عده ای می گویند حاج منصور ارضی برود سراغ مداحی اش، او حق ندارد مقابل مشایی حرف بزند. من درتعجبم از این عده كه چرا حماسه مداحان را در به وجود آمدن انقلاب و حراست از آن فراموش كرده اند. مداحان اقتدایشان به زینب كبری(س) است و روشنگری مهمترین اصل برای یك مداح بسیجی و ولایتمدار است. اگر مسئولین امنیتی دوست ندارند امثال حاج منصورها با این شیوه عمل كنند باید به موقع به تكلیف خود عمل كنند تا امر به معروف و نهی از منكر كه یك واجب كفایی است از گردن امثال حاج منصورها كه به شیوه ای عمل می كنند كه آقایان خوششان نمی آیدش، رفع شود. والا كسانی كه به وظیفه خود عمل نمی كنند حق ندارند برای آمرین به معروف و شیوه هایشان تعیین تكلیف كنند. "
"هركس این مشایی یهودی را بكشد، خودم پولش را می دهم "
خودم به نظرم این فرد حتما مشخصه هایی خوبی داره که طرفدارانی داره... خدا این معلم مداحان رو از هر خطایی حفظ بداره ان شاالله.
نکته ای :

ترجیح میدم در خصوص عکس توضیح ندم و صرفا به حال و هوای دوست خوبم ،جوونی عرزشی، آقای سانسورچی نگاهی کنم که منابع اسلام رو اینگونه تقسیم بندی میکنه... دوست دارم با حال و هوای ایشون بیشتر آشنا بشم... با حال و هوای کسی که روزی باید 10-15 بار صفحه اختصاصی ایشون " پیوندها" رو نا خواسته زیارت کنم!!!
پی نوشت : این اولین پست از سری پیت های 5 گانه آقای سانسورچی بود...
پی نوشت (2) : این پست اندر احوالات آقای سانسورچی هستش نه برادر مداح محترم حاج منصور. جایگاه ایشون محفوظ هستش.

I want to put a ding in the universe
"Steve Jobs"

(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) 1 - ربودن . 2 - دزدیدن . 3 - سوءاستفادة مالی توسط شخصِ مسئول .
میگن یکی پیدا شده 3000000000000 تومان پول اختلاس کرده....
یعنی یا تعریف بالا این مقدار پول رو دزدیده! ولی سوال هایی تو ذهنمه!
چار از این همه خبر گذاری تا الان هیچ کی اسم این فرد مختلس ( اختلاس کننده) رو درست نمینویسه؟ یعنی حالم داره به هم میخوره از این همه جو دادناشون!
ولی خب چه نکاتی در این لا به لا نهفته که دوست ندارن نگاه کنن.. چون قطعا باز یه بازی سیاسی راه انداختن که شواهدشم موجوده
این فرد مختلس اگر هم آدم بدیه و دزد، چرا تا الان نزدیک به 17000 شغل ایجاد کرده؟ اینایی که مینوسن مبلغ اختلاس زیاده، آیا به این بخشش هم نگاه کردن؟ میدونن این کار یعنی چی؟ این چیزایی که من میگم معنیش این نیست که من طرفدار این آدمم ، ولی بی انصافی هم حد داره. بازی سیاسی معلومه... اهدافشم معلوم
و بسیار هم جالب راهکارمیدن : "برخورد با اختلاس، گامی در جهت اصلاح سیستم بانکی "
این یعنی اگه با خروجی غلط سیستم برخوردکنی، سیستم خودش درست میشه احتمالا!!!
ولی دکتر روی صحبتم با تو هستش :
اگه اینجا یه نفر این مقدار پول به دست آورده، به جاش به مملکتش خدمت کرده، ولی شما که ادعای عدالت اجتماعی و مهر گستری داری هیچ دقت کردی 16 برابر این مقدار به عنوان معوقات بانکی سیستم و سیاست های اجرایی شماست؟ در ازای این مقدار وامی که دادی چقدر کار ایجاد کردی؟ هنوز داریم میشماریم... تا 2 میلیون 500 شغل راه زیاده...
50 هزار میلیارد تومن یعنی نصف مبلغ کل یارانه ها.... به این اعداد تا الان دقت کردی دکتر جان؟
یعنی هر ایرانی میتونه 6 تا بستنی طلا تو برج میلاد بخوره! این یعنی نقدینگی تزریق شده به مملکت... این سیاستی که به همه وام بدیم بعد نتونن برگردونن به این بهانه که دانه درشتها پول میخورن، و این حالت عدالت زیر سوال میره... پول خوردن دانه درشت ها خروجی داره ولی این دانه ریز ها چی؟ نمیدونم میدونی چه بلایی سر اقتصاد ایران آوردی یا نه... این وسط هم 7 نفری معوقات بانکی ۱۵۰۰ میلیارد تومانی دارند ... ولی این طرز فکر که میگه باید به همه این مقدار وام داد بعد اصل 44 رو مورد نظر داره ولی عمرا یه چیز خصوصی تو کشور دیده نمیشه، عجیب قابل بررسی کردنه!!!
اینا چون حالت فریاد داشت احتمالا نظم نوشتن نداره...

اون از جراحی اقتصاد، این از جراحی ورزش
هر وقت این قضایا پیش میاد یاد اون حرف معروف دکتر تو مصاحبه تلوزیونی میوفتم که گفت : "علی آبادی برو ورزش رو درست کن....!"
این که یه سردار بشه مدیر عامل باشگاه ورزشی چیز بدی نیست،خب مدیر عامل باشگاه ورزشی هم میره آموزش و پرورش...
دلم روشنه برای سال دیگه ، با تشکیل جلسات فیفا 150 کشور از ایران دعوت کنه تا دستاورد های خودشو در زمینه ورزش و مخصوصا در مورد رابطه بین هدفمندی یارانه ها، سوخت و بنزین تاثیر بالقوره اون در ورزش در اختیار کشور ها و باشگاه های فوتبال بذاره !
تیم پرسپولیس پر طرفدار ترین تیم فوتبال و البته باز هم انتخابات ها نزدیک....
ایشالا خواب و خیالی در میان نباشه
سکانس اول دفتر استاد راهنما
- استاد این پروژه خوبه؟
+ ببین به جای "نتیجه" بنویس " نتیجه گیری".... بهتره به جای " منابع" بنویسی " منابع و مواخذ"... راستی این جوری که نوشتی و فصل بندی کردی خوب نیست... بنویس فصل مقدماتی بعد بخش 1 و 2 و ....
- استاد اینجوری که میفرمائید بد نمیشه؟
سکانس دوم، جلسه دفاع
- ( ارائه کردم نوبت به داور داخلی رسید که نظراتشو بده)
دارو داخلی : ( بعد کلی حرف....) ببین الان این مشکل ظاهری داره... مثلا چرا نوشتی نتیجه گیری؟ اشتباهه، بنویس نتیجه! ... واااا چرا نوشتی منابع و مواخذ؟ یا منبع یا ماخذ، با هم که نمینویسن.... در ضمن بخش بندی کارت هم خوب نیست...
+ راستش من هم برخی از این تذکرات را دادم، ایشون اعمال نکردن....
- ( و همچنان متحیر به سمای استاد راهنما در جلسه دفاع مینگریم...)

در کوچهی ما، رد پای رهگذران دیده میشود.....
رد پای گمشدهگان...
رد پای هرکه به دنبال دلی میگردد...
رد پای منتظران...
هر روز طلوعی از پس طلوعی میگذرد ولی نافرجام...
و ناگزیر ، غروبی در پس غروب با غرور....
هر که آمد چیزی برد و یادگاری گذاشت....
کوچه را میگردم....
یادگاری از تو نیست ....
نه در درازای سیم های آن بالا و نه در زیر سنگ ها...
میترسم...
نه از نبود یادگاری....
میترسم که شاید دیگر....
یادی نباشد.....!

این که همیشه تو چراغ قرمز ها صنحه های جالب از نفوذ انگش اشاره در ... دیده میشد، منو به تعجب وا میداشت که چرا باید یه آدمی تو یه مکان عمومی این کار رو انجام بده... اونم چرا همیشه جنسیتی خاص عهده دار انجام این فعالیت هستن...
2 تجربه من در مراکز پژوهشی و تولید دارو ( که یکی از استریل ترین مراکز ممکنه باید باشند) نشون داد که وجود آدامس و قلقلی در زیر میز ها کاملا شایع هستش و این محتویات از ادامس در سطح کارشناسان شورع میشه و به قلقلی در سطح مدیریت ختم میشه...
تجمع بیتشر این موارد در کلاس های آموزشی به چشم خورد... ولی تجرباتی هم از میز های اتاق مدیریت هم جز شواهد جمع شده بود...
نتیجه:
دوستان عزیز، انجام این کار صرفا برای بالا بردن تمرکز افراد هستش و به شعور و تحصیلات افراد هیچ ارتباطی نداره... پس سعی کنید ازدیدن این صحنه ها مشمعذ نشید...

همیشه قدر چیزا رو وقتی میدونم که دیگه نیستن...
این ماه مبارک هم رفت...
سفره برکتش هم جمع شد.... ای کاش این سفره برکت همیشه بود... ولی میدونم اگه همیشگی بود، باز هم دونستن قدرش برام محال بود!